تبلیغات
وبلاگ ملایر 081 - مطالب گفتگوهای ملایری
خود فروشی در هر شهری وجود دارد و یکی از مشکلات بشر تلقی می شود،شهرستان ملایر هم از این معضل جهانی مصون نیست.مصاحبه زیر با یک دختر تن فروش در ملایر می باشد.

مصاحبه زیر کاملا واقعی بوده و توسط وبلاگ ملایر 081 با رضایت کامل تهیه شده است،فایل صوتی گفتگو موجود می باشد.

راستش را بخواهید انتظار چهره ای خارج از عرف جامعه را داشتم اما تا درب ماشین را باز کرد از نیم رخش معصومیت می بارید،وقتی به طور کامل روی صندلی کنار دستم نشست آنجا بود که برای اولین بار صورتش را کامل دیدم.حقیقتش بد جوری آشنا میزد انگار قبلا هم در ملایر کوچک دیده بودمش به هر حال هر جوری که بود خجالتم را کنار گذاشتم و بعد از سلام و احوال پرسی کوتاه او را به خوردن عصرانه دعوت کردم چند چند دقیقه ای نگذشته بود که به محلی رسیدیم و بعد از سفارش آب میوه خودش شروع به حرف زدن کرد
ابتدا از معرفم گفت و بعد که خیالش راحت شد قصد بردن آبرویش را ندارم کمی آرام شد،تا دیدم آماده سخن گفتن است تلفن همراهم را در حالت ضبط صدا قرار دادم و شروع کردم

-اسمت چیه؟
اسمم تو شناسنامه لیلا هست اما همه دوستام پگاه صدام می زنن

تو کدوم رو ترجیح میدی؟
قطعا پگاه ولی شما راحت باش و هر چی دوست داری بگو

-پگاه خانم چند سالته؟
28

چندتا خواهر برادر داری؟
یه داداش داشتم که تو جاده ملایر به همدان با موتور تصادف کرد و مرد

-چقدر درس خوندی؟
تو دوران عقد  دیپلم گرفتم اما الان ترم آخر کارشناسی نرم افزار کامپیوتر هستم.

-تو دانشگاه کسی از شغلت خبر داره؟
شرایط من تو دانشگاه جور دیگست مثلا اونجا چادر می پوشم و با هیچ پسری حرف نمیزنم در کل همه همکلاسیهام فکر میکنن آدم معمولی هستم،اگه می خوای تو این کار موفق باشی باید با سیاست رفتار کنی

-از کی افتادی تو این کار؟
چهار سالی هست که آلوده شدم.راستش من آدم درستی بودم،یعنی تا چهار سال پیش همه رو اسمم قسم می خوردن اما از وقتی طلاق گرفتم افتادم تو این کار

-میشه بیشتر توضیح بدی
خب ببینید من شرایط خوبی داشتم و با احترام داشتم زندگیمو می کردم تا اینکه بعد از دو سال با شوهرم به مشکل برخوردم،شوهرم معتاد شد و جوری عوض شده بود که این اواخر هر روز از دستش کتک می خوردم،منم وقتی دیدم درست نمیشه ازش طلاق گرفتم و برگشتم خونه پدرم.

-شما گفتید خانواده خوبی داشتید پس چرا الان روبروی من نشستید؟
مشکل من از روزی شروع شد که فهمیدم پدرم از عهده مخارجم بر نمی یاد،راستش یه جورایی خسته شده بودن و دوست داشتن شوهر کنم اما تو شهری مثل ملایر شانس کمی برای یه زن مطلقه هست.خلاصه وقتی دیدم احتیاج به پول دارم رفتم تو یکی از آرایشگاه های ملایر و کارکردم...

-پدرتون مخالفتی نکرد؟
اوایل یکم مخالفت کرد اما وقتی دید سروکارم با خانم هاست رضایت داد و آروم شد.

-چرا به همون کار ادامه ندادید؟
از شانس بد من شش ماهی بود مثل آدم کار می کردم تا اینکه یه زنی که هر هفته میومد و مشتریمون بود منو به مهمونی زنونش دعوت کرد و ازم قول گرفت که حتما برم،منم رفتم و یواش یواش باهم دوست صمیمی شدیم و 6 ماه نکشید که دیدم وارد این کار شدم.

-از اون زن بگید اونم تن فروشی می کرد؟
اون زن تو ملایر خیلی معروفه کارشم همینه،می گرده و دخترای دانشجو یا زن های مطلقه رو پیدا میکنه و پورسانت میگیره.

-خانوادت چی شک نکردن؟
اوایل نه اما وقتی ترسم ریخت و از نظر مالی شرایطم بهتر شد فهمیدن که این درامد تو آرایشگاه بدست نمیاد،منم وقتی دیدم حوصله سرو کله زدن باهاشون رو ندارم با دوستم که اونم این کارست تو یکی از محله های ملایر یه خونه گرفتیم

-الان چی با خانوادت ارتباط داری؟
آره گاهی بهشوم سر میزنم مخصوصا از وقتی پدرم مریض شده

-خب از مشتریات بگو معمولا چند سالشونه چه تیپ آدمایی هستن؟
اوایل همه جور آدمی بود البته اکثرا جوون و بی پول بودن و خیلی اذیت می کردن اما بعدش که از اون زن جدا شدم،ترجیح دادم با آدمای جا افتاده تر کار کنم

-دلیل این کارت چی بود؟
بیشتر پسرا پول نمیدادند و تا کارشون تموم میشد بدجوری اذیتم میکردند،در صورتی که آدمای جا افتاده به فکر آبروی خودشون هم بودند

-تا حالا شده با یه مرد متاهل باشی و بفهمی زن و بچه داره؟
وقتی کسی تن فروش شد فکر این چیزا نیست فقط فکر پوله،خب تمام مشتریای من متاهل هستند البته بینشون مجرد ام پیدا میشه اما من کارم رو میکنم،من نباشم یکی دیگه پس من انجامش بدم بهتره

-جالب ترین یا عجیب ترین اتفاقی که تو این کار برات افتاده چی بوده؟
اوایل کارم بود که یه مرد کت و شلواری تو خیابون فخریه سوار ماشینم کرد،منو به یه خونه نو برد،از زنگای موبایلش فهمیدم اون روز عروسیشه و وقتی ازش پرسیدم،با خنده گفت آره نمیدونم هدفش چی بود اما روز عروسیشم ول کن نبود.

-تا حالا شده اذیتت کنن؟
آره اوایل کارم که ساکت و خجالتی بودم دوتا پسر وقتی کارشون تموم شد یهو دوستاش که اتفاقا یکشون رو تو ملایر دیده بودم ریختن سرم،آخرم تهدیدم کردن و از خونه انداختنم بیرون.

-نرخ خود فروشی تو ملایر چقدره؟
بستگی داره که طرفت کی باشه و اینکه چند روز باهاش بمونی مثلا من مشتری داشتم که سنش بالا بوده و ازم خواسته از ملایر تا شمال باهاش باشم و بعد از یه هفته دو ملیون بهم داده اما مشتری هم داشتم که واسه ده هزار تومن جونش در میومد.

-تا حالا شده دستگیر بشی؟
فقط یه بار دستگیر شدم اما یکی از مشتری هام که از آدمای پول دار ملایره با یه زنگ آزادم کرد و تو پروندم نوشتن که اشتباه صورت گرفته،بجز اون اتفاق خاصی نیفتاد

-برنامه خاصی برای آینده داری؟
تصمیم دارم برم تهران و اونجا کار کنم ملایر شهر کوچیکیه و درامد و آدماش هم محدود

-حرف آخر یا چیزی که دوست داری بگی
درسته من یه آدم خود فروش هستم اما اگه یه کار درست حسابی داشتم اینجوری گرفتار نمیشدم یا اگه جامعه و مردم ملایر به زن های مطلقه نگاه بد نداشتن من آلوده تن فروشی نمیشدم.
تن فروشی در ملایر


:: مرتبط با: گفتگوهای ملایری ,
خوانندگان محترم وبلاگ ملایر081 لطفا از طریق آیکون های سبز و قرمز در زیر هر پست،ما را از مفید یا غیر مفید بودن آن مطلب آگاه کنید
ن : شورای نویسندگان
ت : دوشنبه 18 مرداد 1395