فرمانده نیروی انتظامی ملایر:
فرمانده نیروی انتظامی ملایر:
به مناسبت سالروز شهادت سردار همدانی:
وبلاگ ملایر٠٨١ در مصاحبه ای خواندنی اینبار به سراغ یک دزد حرفه ای در ملایر رفته است.سارقی خوش تیپ و خوش بیان که خیلی از ملایری ها نامش را می دانند.

ملایر/گفتگو

مصاحبه با یک سارق حرفه ای

به گزارش ملایر٠٨١بعد از هماهنگی های لازم با یکی از دوستان که در سازمان زندان ها مشغول کار است،شماره تلفن فرد مورد نظر را دریافت کردم و بعد از تماس با آن بلاخره موفق شدم تا روبروی یک دزد حرفه ای در ملایر بنشینم تا یک مصاحبه خواندنی با یک سارق ملایری را در ملایر۰۸۱ منتشر کنم.

جعفر ٣٧ سال دارد و متولد خیابان سعدی ملایر است.مردی مجرد با قدی متوسط که عضلات برجسته اش نشان از ورزشکار بودنش می دهد.جعفر از ما خواسته تا چهره و صدای ضبط شده اش را منتشر نکنیم و ما هم فایل صوتی را در آرشیو وبلاگ ملایر٠٨١ثبت کرده ایم تا در صورت مشکلات قانونی آن را به قاضی ارائه دهیم.

عقربه های ساعت،نشان می داد که مهمان ما کمی دیر کرده است. بلاخره بعد از چند دقیقه تاخیر از درب قهوه خانه وارد شد و به محض اینکه مرا شناخت با صمیمیت خاصی سلام کرد و کنارم نشست،بعد از مدتی صحبت درمورد ملایر و مردمانش گفتگوی اصلی را آغاز کردیم.

-آقا جعفر قبل از هرچیز خودت رو معرفی کن
جعفر.ن هستم و تقریبا ٣٧ سالی سن دارم

-چند بار دستگیر شدی؟
من چهار بار دستگیر شدم که سه بارش افتادم زندان.از این تعداد دوبارش تو ملایر دستگیر شدم و یک بارش هم تو شهر بروجرد، الانم  به قید وثیقه رفیقم آزادم.

-چندتا خواهر برادر هستید؟
یه داداش داشتم که با تزریق جنس ناخالص تشنج کرد و مرد، دوتا خواهر بزرگتر از خودم هم دارم که هر دوتاشون تهران هستن و سالی دوبار همدیگرو می بینیم.پدر و مادرم هم چند سالی هست فوت کردن.

-چقد درس خوندید؟
من دیپلم تجربی دارم البته یه درسش مونده اما به همه میگم دیپلم دارم آخه این روزها تحصیلات خیلی مهمه.

-اولین سرقت رو کی و کجا انجام دادی؟
از بچگی یه رفیق داشتم که پسر با مرامی بود از اون بچه ها که جونشون رو پای رفیق میدن.اون زمان هر دومون از سربازی اومده بودیم و کار جالبی نداشتیم.یه شب که از پارک سیفیه بر میگشتیمخونه  تو راه پپشنهاد داد که از آدمای ثروتمند ملایر دزدی کنیم اما من فکر کردم شوخی میکنه خلاصه اونقدر تو گوشم خوند تا تصمیم گرفتم به حرفش گوش کنم و به قول اکبر سهمم رو از پولدارای ملایر بگیرم.یه روز بعد از ظهر اکبر اومد خونمون و گفت از یکی از دوستاش شنیده که فامیلشون داره میره مسافرت و تو خونه کسی نیست.نزدیکای صبح بود که در خونه رو شکوندیم و وارد شدیم ویه ساعتی داخل خونه چرخیدیم و زدیم بیرون.

-فکر می کنی اکبر باعث شد که پات به خلاف و دزدی باز بشه؟
من از اون آدمایی بی معرفت نیستم که نمک بخورم و نمکدون رفاقت رو بشکنم،مقصر نه اکبر بود و نه من بلکه همه تقیرها گردن بی پولی و بدختی خانوادم بود.

همه ١٣٧سرقت رو تو ملایر انجام دادی؟
راستش قبل از اینکه دستگیر بشم فقط تو ملایر کار می کردم اما بعد از دستگیری و زندان تصمیم گرفتم کارم رو تو شهرهایی مثل بروجرد و اراک ادامه بدم تا پلیس نتونه شناساییم کنه.

معمولا چه چیزهایی رو از خونه ها بر میداشتی؟
اون اوایل که تازه کار بودیم و آماتور هر چی میتونستیم می بردیم،از طلا و فرش بگیر تا تلویزیون و کریستال اما بعد از مدتی که با فوت و فن کار آشنا شدیم فقط طلا و فرش های نفیس و گرون قیمت رو خارج می کردیم.

-خونه ها رو چطوری شناسایی می کردید؟
ببینید یه عده زاغ زن هستن،یعنی کار این افراد به این شکل هست که صبح تا شب با ماشین یا موتور می گردن و به محض اینکه می بینن یه خانواده مشغول خروج از خونه هست به بالادستی هاشون خبر میدن و پورسانت میگیرن.اونا هم میرن زنگ خونه رو می زنن و اگه ببینن کسی خونه نیست کارشون رو شروع می کنن اما کلاس کاری ما متفاوت بود و چون از دستگیری می ترسیدیم،خودمون نقش زاغ زن رو هم بازی میکردیم چون اکثر زاغ زن های ملایر سابقه دار هستن و به نوعی مهره سوخته محسوب میشن.

-یه عده اعتقاد دارن که سارق ها و دزدهای منازل ملایر و شهرهای دیگه از طلایاب استفاده می کنند آیا شما هم طلایاب یا فلز یاب داشتید؟
تا جایی که من از همکاران اطلاع دارم کسی فلز یاب یا طلایاب نداره و این حرفا همش شایعست.راستش اصلا احتیاج به این چیزا نیست چون مسیر جواهرات و اجناس قیمیتی مشخصه و همه همکارای من به محض ورود به خونه از اتاق خواب زن و مرد شروع می کنن و جاهای مهم خونه رو می گردن و معمولا کمتر از نیم ساعت همه چیز رو پیدا می کنن.

-معمولا قفل ها و درها رو چطوری باز می کردید؟
این چیزایی که تو فیلما نشون میدن همش دروغه، مثلا چند روز پیش یه فیلم ایرانی دیدم که با سنجاق قفل بزرگ رو باز می کرد در صورتی که سنجاق برای قفل های چند گرمی کاربرد داره اما درهای آپارتمان و خونه رو با میله آهنی باز می کردیم و درب های ضد سرقت هم روش خاص خودش رو داره و چون تو ملایر تعداد این درا خیلی کمه اصلا اذیت نمی شدیم.

-چرا میگید همکارم، مگه سرقت و دزدی کار محسوب میشه؟
نه معلومه کار نیست اما نباید بی انصاف هم باشیم،ما سارقانی داریم که مهندس برق هستن و دزدگیر خونه رو تو چند ثانیه غیر فعال میکنن یا افرادی هستن که هر قفلی رو بدون شکستن باز میکنن اینم خودش هنره اما خب هر مجرمی قبول داره کارش خلاف قانونه و راهش اشتباهه.باور کنید اگه احتیاج مالی نباشه هیچکس دلش نمیخواد از دیوار مردم بالا بره.

-با توجه به اینکه شما در زمان دستگیری صاحب حساب بانکی قابل توجهی بودید و ماشین لوکس و دوتا آپارتمان تو ملایر داشتید،بهتر نیست فقر رو بهونه نکنید؟
درسته من با بقیه فرق دارم و اهل حساب و کتاب هستم و درامدم رو می دادم ملک و املاک اما دزدی و سرقت مثل اعتیاد میمونه و وقتی گرفتارش شدی و مزه پول رو چشیدی دیگه گرفتارش میشی و راه خلاصی ازش نیست.

-نکته جالب برای من اینه که شما اولین سارق حرفه ای تو ملایر هستید که اعتیاد ندارید و حتی سیگار هم نمیکشید.
من از دود و دم بدم میاد و معتقدم یه آدم تو هر کاری باید حرفه ای باشه.در ضمن ظاهر برای من مهمه و من زیبایی،بدن ورزشکاریم و تیپم رو با نئشه بازی عوض نمی کنم.

-اولین بار چطوری توسط پلیس دستگیر شدید؟
وقتی مال خری که طلاها رو بهش میفروختیم دستگیر شد، من و اکبر رو هم لو داد،یه روز که با اکبر رفته بودیم کوه یه دفعه چند نفر ریختن سرمون و دستگیرمون کردن.

-معمولا کدوم محله های ملایر فعالیت داشتی؟
اون اوایل سعی می کردیم خونه های لوکس و شیک بریم.اما زمانی که حرفه ای شدیم اولویت اولمون خیابون سعدی و پارک بود چرا که ساکنین این دوتا خیابون تو ملایر پولدار هستن و طلا و جواهرات زیادی خریداری کردن.

-خاطره جالبی هست که برامون تعریف کنی؟
یه شب تصمیم گرفتیم تا خونه یکی از افراد سرشناس ملایر بریم. خونه تو خیابون دکتر اقبال ملایر بود.بعد از اینکه مقدمات کار رو فراهم کردیم وارد خونه شدیم،تو اتاق شخصی خانم خونه یه کشو بود که محکم بسته شده بود،زمانی که مشغول ریختن طلا و وسایل قیمتی توی ساک بودیم،صدای عجیبی اومد و ما ترجیح دادیم هر چی دم دستمون بود رو بدون بررسی داخل ساک بریزیم و از خونه بیردن بریم.
زمانی که تو خونه خودمون در حال دیدن محتویات ساک بودیم یه آلبوم عکس به همراه دفترچه کوچیکی پیدا کردیم که پر بود از عکس های خانم با یه مرد دیگه بجز همسرش و تو دفترچه با حالت رمز تمام قرار ها و کارهاشون رو ثبت کرده بودند.اکبر قصد داشت از زن خیانتکار مبلغی پول بگیره اما من اجازه ندادم چون نمیخوتستم زندگی دو نفر رو خراب کنم.

-با توجه به اینکه چند بار زندان افتادید و هر بار بعد از آزادی شدن،سرقت ها رو شروع کردید اینبار هم قصد تکرار فعالیت هاتون رو دارید؟
به روح پدر و مادرم قسم که اینبار فرق میکنه من تو زندان اهل نماز و روزه شدم و تازه خودم و خدای خودم رو پیدا کردم ضمن اینکه یه شب خواب مادرم رو دیدم که روش رو ازم برگردوند و معلوم بود ازم دلخوره.اون شب رو خوب یادمه،تمام بدنم توی خواب از ترس و شرم خیس شده بود.من به تمامی شاکی های ملایریم و بروجردیم قول دادم که خسارتشون رو بصورت قسطی پرداخت کنم و به قانون هم قول دادم که اشتباهاتم رو تکرار نکنم.

-شما ٣١٠میلیون به شکات ملایری بدهکارید با توجه به مصادره اموالتون و اینکه در حال حاضر بیکار هستی چطوری میتونی خسارت ها رو جبران کنی؟
اگه خدا بخواد هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.من چشم امید به خیرین ملایری دارم تا با پرداخت بدهی هام منو از این بزخ نجات بدن.

-ممنون از وقتی که گذاشتی و با ملایر٠٨١ گفت و گو کردی
منم از شما ممنونم و امیدوارم خیرین بدهی هام رو بپردازن


با تشکر از حسین کاکاوند که مقدمات این مصاحبه را برای ملایر٠٨١ فراهم کرد.

مصاحبه با یک دزد ملایری


✔شاید از مطالب زیر خوشتان بیاید
ن : شورای نویسندگان
ت : جمعه 24 شهریور 1396


نون و قلم و ما یسطرون
چهارشنبه 26 مهر 1396 01:54 ب.ظ
این هم مانند مصاحبه (پگاه)جالب بود و امیدوارم هر شخصی که دزدی میکند و باعث خانه خرابی مردم می شود به سزای عملش برسد نه اینکت با وقاحت طلب خسارت مالباخته ها را از خیرین کنو.در هر صورت مممونم بابات مصاحبه ای که با یک دزد حرفه ای انجام دادید

نمیدونم
سه شنبه 25 مهر 1396 12:31 ق.ظ
اینم از برکات اخلاقی مردم ایرانه که دزد و قاتل رو لعنت میکنن و بعد موقع مجازات طرف دلشون میسوزه این یعنی نداشتن رای نمونش اسماعین رنگرز بی وجدان.مصاحبه با یک دزد ایده جالبی بود اما شوربختانه این گفتگو بستری شد ب ای مرو شدن خلافکارا که متاسفانه خیرین رو جیز فرض کردن.

007
شنبه 22 مهر 1396 04:44 ق.ظ
آدم باید یه جوری دزدی کنه که هیچ کی نفهمه این دزد نبوده که گیر افتاده ولی کلا مصاحبه با یه دزد تیتر جالبی بود و البته متن هم جالب بود

شرمیون
چهارشنبه 19 مهر 1396 08:02 ب.ظ
اینترنت رو زیرو رو کردم تا یه مصاحبه با یه سارق یا دزد پیدا کنم اما فقط این سایت بود خلاصه خسته نباشید فقط اگه در مورد روش های باز کردن قفل بیشتر توضیح میداد بهتر بود

شاه کلید
یکشنبه 9 مهر 1396 10:15 ب.ظ
نمیدونم چرا یاد فیلم مارمولک افتادم خخخخخ
بیخیال این حرفا آقا شاه کلید موجود هست هرکس خواست یه زنگ برنه به این شما تا مثل این آقا اوستا بشه...

چهارشنبه 5 مهر 1396 07:56 ب.ظ
حتما اینم تقصیر احمدی نزاده

حق گو
شنبه 1 مهر 1396 08:47 ب.ظ
کسایی که به این بیچاره توپیدن خودشون اشتباه نکردن؟آدمی میتونه اشتباه کنه مهم اینه سرش به سنگ بخوره ایشالا خیارتش رو بدن

احسان
جمعه 31 شهریور 1396 11:22 ب.ظ
من به عنوان یک ایرانی اصیل از شما ناراحتم که با پر و بال دادن به این افراد اجازه میدهید تا مردم جریت سرقت پیدا کنند و بعد از بیچاره کردن مردم دست به موش مردگی بزنند.
لطفا این متن را ماک کنید تا دزدان دیگر پر رو نشوند

قاضی قاصیان
سه شنبه 28 شهریور 1396 09:36 ق.ظ
گفت و گو باحالی بود بسی لذت بردیم از این همه اعتماد به سقف این الاف

یکشنبه 26 شهریور 1396 10:36 ب.ظ
سال گذشته خونه پددم رو دزو زد و طلاهای مامان بیجارم رو برد ما تو تهران زندگی میکنیم اما همه جای دنیای دزد دزده بعدشم یه آدم چقد میتونه پررو باشه که چند سال دزدی کرده و کلی خانواده رو بد بخت کرده و مفت خورده و خوابیده حالا انتظار هم داره خیرین پولایی که خرج کرده رو بدن وقتی قانون درست عمل نشه امثال این دزد بی شرف اینجوری با پررویی به ریش ما میخندن.
خوانندگان محترم؛در نظر داشته باشید که وبلاگ ملایر٠٨١ هیچ پیامی را سانسور نخواهد کرد.


1-از درج شماره تلفن و مشخصات خود در پیام های عمومی جدا پرهیز کنید
2-کلمات رکیک و هنجار شکن توسط نویسنده حذف می شود
3-هیچ نظری به خاطر وابستگی به حذب یا شخص خاصی حذف نخواهد شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.