جامعه/مشاوره

با همسر سرد مزاج و رابطه خراب چه کنم

پرسش شما:
20سالگیم یه ازدواج ناموفق داشتم اما به لحاظ جنسی همسر سابقم گرم بانرژی بود 
بعد طلاقم مدتی با اقای رابطه داشتم كه ایشونم گرم همیشه سرحال بود تا مدتها تصورم از یه مرد همین بود كه همیشه طالب رابطه جنسی هستن به قدر كافی توان این كارو دارن 
الان مدت 2ساله با اقای عقد كردم ازدواج اولشه 
موقعیت خانوادگی ،درامدش خوبه اما دوتا مشكل :
اول اینكه سرده كمتر برا رابطه پیشقدم میشه یعنی اگه مدام كنارهم باشیم هفته ای یبار اتفاق میفته اونم سریع و كار خاصی نمیكنه نه خشونتی،نه ناز كشیدنی ،نه فقط تحریك میكنه اونم مختصر ومیره سراغ مرحله اصلی وتمام 
من ارضا نمیشم متاسفانه باكلی عذاب وجدان وقتی با رابطه های قبلی مقایسش میكنم عصبی میشم

مشكل دوم اینه كه ایشون پرخاشگره
موقع عصبانیت دادمیزنه هرچی دهنش میاد میگه توجیح خانوادش اینكه به خاطر شغلش خیلی تو فشاره من باید تحملمو زیاد كنم اما نمیدونم چقد ظرفیتمو ببرم بالا كه هی فحش بشنوم بد اخلاقی ببینم و بازم بخندم!؟
ما عقدمون تموم شده 20فروردین قرار عروسی مختصر داشتیم و بعد ماه عسل كه سر مسله مسخره حرفمون شد ازكوره دررفت فحش داد به خانوادم كه همیشه احترامشو دارن به خودم و برادرم زندگیم رو هواست ،تا امروز 9اردیبهشت كه این متنو مینویسم قهریم سراغی از هم نگرفتیم،بزرگترا انقد تو دعواهامون پادرمیونی كردن دیگه جلو نمیان و میگن خودتون تصمیم بگیرین یا طلاق یا ادامه ،عروسی كنسل شده ، فامیلم هی میپرسن چی شده .جهیزیمو بردن ولی خونه خالی مونده 
خسته شدم از دلشكستناش
ادعای مردانگی و غیرت داره اما 20روزه خبر نداره.كجام از كی خرجی میگیرم بلانكلیفم گذاشته 
با كلی سختی بله رو ازم گرفته 
مرد خوبیه دست و دلباز،كاری،خانواده دوست (30سالشه)
اما چندین برابر زجرم داده 
شیطان وسوسم میكنه حتی اگه به خونم برگشتم ازش انتقام این روزای زجراورو بگیرم انتقامی از نوع خیانت كه ببینه شكستن غرور و احترام شریك زندگی چه مزه ای داره

پاسخ مشاور:
با سلام خدمت شما و ممنون از اعتمادی که به ملایر۰۸۱ کردید.

با توجه به توضیحات شما می توان به این نتیجه رسید که متاسفانه رابطه شما به دلیل اشتباهات همسرتان و همچنین خود شما  وارد مرحله بحرانی شده است و با توجه به جمله اخرتان می توان نتیجه گرفت که شما به دلایل مختلفی سرد شده اید.به عبارت دیگر با توجه به دید جنسی شما، گرم مزاج بودنتان و تجربه ای که در گذشته داشته اید باید گفت که حتما فکری به حال مزاج همسرتان کنید، چرا که در غیر این صورت پس از عروسی با مشکلات بیشتری مواجه خواهید شد.در واقع موتور روابط عاطفی نیاز به سوختی به نام سکس دارد و این مهم فراهم نمیشود مگر با تجربه و هم مزاج بودن زوجین.
معمولا مردانی که سال ها از جنس مخالف دور بوده اند و یا از دوران کودکی به فکر  کار کردن بوده اند، رفته رفته علاقه خود را نسبت به سکس از دست می دهند.از طرفی مردانی که بالای 30 سال هستند عموملا توانایی رقم زدن یک شب درجه یک را از دست داده و دچار مشکلاتی نظیر سرد مزاحی روحی و جسمی می شوند.به عبارت دیگر بهتر است بدانید که فرد سرد مزاج را هرگز نمیتوان گرم کرد و تقاضا کردن خشونت، بی ادب بودن ، سکس غیر طبیعی، معاشقه های طولانی نیاز به مهارت بالا  و تجربه ای زیاد دارد؛ دقیقا تکنیکی که شوهرتان از آن محروم است. پس بهتر است  با رابطه جنسی معمولی کنار بیایید و رفته رفته با داروهای مختلف توان وی را افزایش دهید.
اما مهمتر از روابط جنسی پر از ایراد شما روابط عاطفی شما است، چرا که این گونه عملکرد احساسی در دوران عقد معمولا در ازدواج هایی نمایان می شد که یا یکی از دوطرف به دنبال بهانه گرفتن و طلاق است و یا روابطشان خالی از احساس و اهمیت شده است.مثلا ماه گذشته خانمی مراجه داشت و مدعی بود که همسرش را دیگر دوست ندارد و پس از سوالات متفاوت مشخص شد که ایشان هنوز دل در گرو دوست پسر اسبقشان دارد و شوهرش را به عنوان یک قهرمان نمیشناسد.
 البته بی انصافیست اگر همه مشکلات شما را به گردن همسرتان بیندازیم چرا که قطعا نیمی از گرفتاری ها مقصرش شما بوده اید و چه بسیارند خانم ها و آقایانی که با رفتارهای پر خطر، نسنجیده و خود خواهانه همه چیز را برای خود می خواهند و همیشه مردم را مقصر می دانند.شاهد این ادعا این است که یک روز دلیل دعواهای طولانی خود را روی کاغذی بنویسید و به عنوان یک فرد بی طرف آن را قضاوت کنید.پس از یک ساعت متوجه اشتباهات بزرگ خودتان خواهید شد.یادتان باشد مردی که با ان همه اصرار شما را عروس خود کرده است چرا باید اکنون شما را رها کند؟


در آخر باید گفت که مسئله جنسی شما در درجه دوم اهمیت قرار دارد و با کاهش توقعاتتان می توانید همسر بی تجربه خود را به مسیر درست هدایت کنید اما لازم است انرژی خود را روی بازسازی روابط شخصیتان بگذارید و به جای دخالت دادن افرادی که در حاشیه قرار دارند به فردی متخصص در شهر خودتان مراجعه کنید، چرا که هیچ یک از اقوامتان برای شما دلسوز واقعی نیست و اگر امروز با تصمیم درست پیش نروید متاسفانه شانس بودن در کنار یک مرد جدید را در جامعه کنونی ایران از دست می دهید.

نتیجه گیری: ابتدا افکارتان را از همسر اول و دوستان قبلی خود خالی کرده و خود را همچون یک دختر جوان به حساب آورید.بهتر است منصفانه به این موضوع فکر کنید که چرا همسرتان مدت دو هفته است که به طرفتان نیامده و اگر خودتان را مقصر می دانید لازم است با مراجعه به یک فرد متخصص راه های متفاوتی دریافت کنید.مسئله جنسی همسرتان را قبل از ورود به خانه ای مشترک حل کنید چرا که حتی اگر با خوبی به خانه ای جدید وارد شوید اما شریک جنسی شما تکنیک های زناشویی را نداد با توجه به افکارتان قطعا رابطه سومی شکل خواهد گرفت که کشنده خواهد بود.اگر علاقه ای به ایشان ندارید طلاق راه مناسبیست اما بودن با شخصی و سپس خیانت به وی نهایتا تا ۵ سال جذاب است و پس از آن عذاب وجدان گریبانگیر می باشد.
محسن امینی:کارشناس ارشد مشاوره

شوهرم معتاده میخوام طلاق بگیرم




:: مرتبط با: مشاوره ,
:: برچسب‌ها: مشاوره آنلاین , همسر دوم ,
ن : شورای نویسندگان
ت : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397
خوانندگان محترم؛در نظر داشته باشید که ملایر٠٨١ هیچ پیامی را سانسور نخواهد کرد.


۱-لطفا از درج شماره تلفن و مشخصات خود در پیام های عمومی پرهیز کنید
۲-کلمات رکیک،هنجار شکن و توهین آمیز توسط نویسنده حذف می شود
۳-هیچ نظری به خاطر وابستگی به حزب یا شخص خاصی ویرایش یا حذف نخواهد شد
رها شنبه 15 اردیبهشت 1397 12:38 ق.ظ
درجواب نظر جمعه 14اردیبهشت
خانم عزیز
بابت مشكلاتت ناراحت شدم

كلا به نظر میاد بیشتر خانمای مطلقه تو مملكتمون مشكلات شبیه همو دارن
من همسر دومم اهل مواد و این چیزا نیس خیانت،چشم چرونی ناپاكی ازش ندیدم مگه اینكه یكی خیلی تابلو باشه خب در این صورت منم باشم نگام میره سمتش ...
شما شاید تو محیط ازادتری هستین اطرافیانتون سخت نمیگیرن یا شرایط خانوادگیتون فرق داره
منم تو شهر بزرگ زندگی میكنم ولی نمیتونم بیخیال افكار بقیه بشم بهرحال كارم به طلاق دوم بكشه دیگه شانس اینكه بازم بتونم كنار یه مردی كه موقعیت مالی و احتماعیش بالاست و منو هم دوس داره و مجردم هست خیلیییییییی كمه ،خب در این صورت باید منتظر خاستگارای با یك یا دوتا بچه باشم و دقیقا بالای 35سال ،یا شاید كلی پیشنهاد جورواجور
من نمیخام طلاق بگیرم هرچند وقتای كه دعوامون میشه ارزو میكنم كاش اصلا بش بله نمیگفتم
بعدم شكر خدا شما مامانتون همراهتونه و شاید دلگرمی میده بهت.
من بار اول كه طلاق گرفتم هیچ حای تو خونه نداشتم نه اینكه مادرو برادرم گفته باشن نیا،بلكه انقدركوبیدن سرم،انقد سرزنش و سرزنش و سرزنش كه مجبور شدم یه خونه 60متری اجاره كنم تنها زندگی كنم خرجمم خودم.میدادم خیلی برا طلاقم ناراحت بودن اما مجبورم كردن تنها زندگی كنم اونم تو شهری كه توش دانشجو بودم كه كسی نفهمه جدا شدم..
البته منم از زندگی مجردیم راضی بوودم فرصتی بود خودمو بسازم و گذشته رو فراموش كنم اما مشكلات مالی و عاطفیم زیاد بود همسر اولم خیلی مرد اروم و نرمالی بود اما به لحاظ اعتقادی خاسته های غیر عقلی و غیر شرعی داشت منو با افكارش دیوونه كرده بود خلاصه داغون بودم و خلاصه با كلی بدبختی و مشكلات دوباره سرپا شدم فك كن با این شرایط بازم بگم طلاق میخام
مامانم كه درجا سكته میكنه
باید راهی پیدا كنم كه ارامش داشته باشیم اینجا مشاور عزیز صحبتایكردن و من چنبار به دقت خوندمشون بازم میخونم و بیشتر فك میكنم


راستی گفتین دوس داشتین بچه هم داشتین برام جالبه
یعنی دوس داشتین بچه كنارتون بود با وجود طلاق و مشكلات بعدش؟
جمعه 14 اردیبهشت 1397 11:32 ب.ظ
چه قدر مث من سال گذشته طلاق گرفتم و شوهر دومم رو واسه کلی مشکل ترک کردم ولی خب راحت شدم انگار من از اولش شانس نداشتم چون شوهر دوم منم مثل خودت سرد بود مواد میکشید تریاک میکشید و تازه همش به حرف مامانش بود انگار من اصلا ادم نیستم حتی شوهدم منو یه پارک نمیبرد
الان تنهام و راحت یه لقمه نون پیش مامانم میخورم و کار هم میکنم فقط اینکه بچه ندارم سختمه وگرنه کیف میکنم.حرف مردم هم تا یه حدی گفته میشه و هی پشتت حدف میزنن بعدش خسته میشن و پی کارشون و شرایطط براشون عادی میشه
سعی کن از همین اول جلوش وایسی تا مث من نشی
رها سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 08:35 ب.ظ
راستش اونجا كه فرمودین اینجور مسایل تو ازدواجای رخ میده كه یكی از طرفین دنبال بهانه و.طلاقه ..هم نگرانم كردین هم كنجكاو !؟
وقتی دقیق فك میكنم میبینم نمیتونه دنبال بهونه طلاق باشه
چون ایشون با ذوق و شوق زیادی دنبال خرید خونه مناسب سلیقه من بودن و تمام خصوصیات خونه و لوازمی كه قراربود خریداری بشه تماما سلیقه منه،بیشتر از.خود من وسوسه و هیجان خریدداشت بیشتر از اونچه قراربود خرج.كرد و تلاش كرد برنامه مهمونی و ماه عسل ریخت و چقد خوشحال بود كه خونه پدریشو ترك میكنه (پدرشون به شدت سنتی و بدرفتاره-)اما نمیدونم اقلام درجه یك وقتی با این همه سردی و دعوا كنارهمیم به چه درد میخورن؟لطفا بازم بفرماین من چطور میتونم رابطمون رو.دوباره گرم كنم؟
خیلی ناراحتم كه چرا مث عروسای دیگه شاد نیستم و همسرمو مقصر میدونم شدیدا !!
اما
در مورد رابطه سوم و حرفای اخرم...
من همسرمو دوس دارم هرچند عاشقش نیستم اما مطمینم نمیخام دوباره طلاق بگیرم همونطور كه گفتین شانسی ندارم كه بتونم دوباره با مردی مجرد و ثروتمند ازدواج كنم ،فكر نمیكنم واقعا روزی بهش خیانت كنم بلكه این افكار بعضی لحظات توسرم هستن
لحظاتی كه عمیقا دلمو شكسته و نادیدم گرفته سعی میكنم ازشون دوری كنم...
لطفا
بفرماین چجوری احساسمون رو تقویت كنیم و ایا راهی هست كه با احساستر بشیم نسبت به هم؟
رها سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 08:11 ب.ظ
خیلی ممنونم به این سرعت جواب دادین
حرفاتون ارومم كرد تاحدودی
همونطور كه شما گفتین هم به لحاظ جنسی هم عاطفی بینمون شكاف ایجاد شده
حتی اگه با مشكل سرد مزاجی همسرم كنار بیام به لحاظ رفتاری خیلی جای كار داره رابطمون
ایشون شغل پرفشاری دارن و به همون اندازه استرس و...به خاطر همین منتظر كوچكترین بهانه و ایرادیه كه منفجر بشه همه چیز از نظر اون بااااید عالی و بی نقص باشه این اخلاقش نتیجه شغلشه ،چون تو كارشم خیلی دقیق و بی نقصه ،در نتیجه مدام جروبحث داریم
امكان تغیر شغلشونم وجود نداره چندین نفر كارگر و پخش كننده وابسته به ایشون مشغول كارن
من سختیای كارشو درك میكنم چون از نزدیك دیدم،سعی كردم وقتی عصبیه كنترلش كنم ولی بدتر شده
جواب فحشاشو ندادم سكوت كردم اما روز به روز بدتر شده
البته بعدش پشیمون میشه و میبرتم خرید و ...اما واقعیت اینه هیچ كدوم از كادوهای گرونقیمتش نتونستن ذره ای از دل شكستم رو ترمیم كنن
شورای نویسندگان پاسخ داد:
درود مجدد به شما خواهر بزرگوار و خوشحالم که مشورت بنده حقیر موجب آرامش خاطر شما شد.
ذکر چند نکته ضروریست و اینکه
اول: بر خلاف ظاهر بیش از ۷۰ درصد زوج ها در مرحله عقد و نامزدی با مشکلات عجیبی نظیر عدم تفاهم روبرو هستند و این هنر یکی هر دو نفر است که با روش های متفاوت و عقلانی توپ را به زمین شریک جنسی و عاطفی خود بیندازند.(پس به ظاهر زندگی دیگران توجه نکنید.تحلیل ازدواج قبلی شما می تواند نشان دهد که همه چیز ظاهر نیست.
از آن جایی که شما طالب ترمیم این رابطه هستید توصیه می کنم با روش خلع سلاح به همسرتان مجددا نزدیک شوید به عنوان مثال پیشنهاد می کنم برای اینکه به هدفتان برسیدو عزت نفستان از بین نرود چند روزی هیچ پیامی ندهید تا به فکرتان بیفتند و به مناسبتی به محل کارش بروید و با یک کادو (نه گل که در زمان رسیدن به اوج احساسات به او بدهید.گل را از اول میبیند و گارد میگیرد)خلوت کردن در مکانی به صورت غیر مستقیم وی را شارژ کنید.این اصطلاح یعنی اینکه به طرف مقابل بفهمانید که دوستش دارید.همسرتان در این دوران تنهایی و دنیایی از تخریب ها علیه شما( توسط خانواده اش) به این نتیجه رسیده که شاید شما از او خسته شده اید.وظیفه شماست که این نگرانی را حل کنید و پیشنهاد میکنم مقداری او را کمک کنید.مثلا بگویید برای اینکه به تو ثابت کنم زندگی ام را دوست دارم حاضرم فلان خانه زندگی کنم(شاید به ظاهر شما امتیاز می دهید اما در طول مسیر می توانید وی را نرم کنید و امتیاز بگیرید).۹۹ درصد مشکل مردان این است که فکر میکنند زن مقابلشان از آن ها خسته شده اند.در مورد مشکل جنسی هم به راحتی می توانید در زمانی مناسب تدبیری مناسب پیدا کنید.
موفق باشید
محسن امینی-وارشناس ارشد مشاوره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.