کسب درآمد

گوناگوک/تاریخ

سخنان مزخرف ناصر الدین شاه در مورد برف

گزارش ملایر٠٨١: متن زیر حاصل ذوق سرشار ناصر الدین شاه در مورد یک روز برفی است.

 دیشب سه ساعت به دسته مانده برف گرفته بود ، چنان برفی آمده بود که تمام دنیا سفید شده است. تمام روی درخت ها پر برف بود، کاج ها همه خوابیده بود، باز هم به شدت برف می بارید، یک برف هم که بام ها را پارو کردند پریروز آمده بود، امّا این برف امروز خیلی زیاد تر بود، خبر گفتم نهار را قابلمه بکشند سوار بشویم، رخت پوشیدم، چکمه پوشیده چتر گرفته رفتم بیرون دیوانخانه، آنجا هر که بود، تمام سرو ها ، کاج ها زیر برف رفته بودند، دادم باغبان ها و غیره تکان دادند، گفتم نهار را زود قابلمه کشیده ببرند دوشان تپه، سوار کالسکه شده راندیم، شهر ، کوچه، بام ها، صحرا همه سفید بود تا رسیدیم بالای کوه رفتم اطاق نهار خوردم، از برف و سنگ نمی شد اسب دواند، هوا مه شد و برف ریزه پُر زوری آمد، برگشتم ، یک ساعت به غروب مانده وارد اندرون شدم، حاجی سرور خواجه ها هنوز قرق داشته و برف پاک می کردند، تمام فراش از دست و نفس افتاده بودند، صد تومان انعام دادم ، رفتند که فردا آمده بقیه برف ها را پاک کنند. شب هوا صاف است و بسیار سرد و یخ بسته است.

به نقل از روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار در سفر سوم فرنگ



ن : شورای نویسندگان
ت : شنبه 14 بهمن 1396
خوانندگان محترم؛در نظر داشته باشید که ملایر٠٨١ هیچ پیامی را سانسور نخواهد کرد.


۱-لطفا از درج شماره تلفن و مشخصات خود در پیام های عمومی پرهیز کنید
۲-کلمات رکیک،هنجار شکن و توهین آمیز توسط نویسنده حذف می شود
۳-هیچ نظری به خاطر وابستگی به حزب یا شخص خاصی ویرایش یا حذف نخواهد شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.