جامعه/مشاوره

چگونه با مادر شوهرم بجنگم

پرسش شما:
سلام 20 سالمه و یک سالی هست که ازدواج کردم و شوهرم از بس بی عرضست اجازه میده همه اذیتم کنن.تو این بین مادر شوهرم اذیتم میکنه با اینکه 57 سالشه ولی همش زیر زیرکی دنبال اینه که شوهرم رو پر کنه و بندازه به جون من.مثلا هفته پیش رفتم برای سال آینده دوتا پالتو خریدم‌ چون آف داشت دیدم شبش زنگ زده و میگه واسه خودتون میگم تو شوهرت یه کارمند سادست و باید مراقب باشی که کم نیارید چرا دوتا پالتو خب عزیزم یکی میخریدی کفایت میکرد.اذیت های مادر شوهرم به این موارد محدود نمیشه مثلا جلوی من مرتب از عروسای بقیه تعریف میکنه ولی از من هیچی نمیگه یا هفته ای یه بار بلند میشه سر خود میاد خونمون آقای امینی جز خانواده خودم دلم نمیخواد با کسی برم و بیام آیا این جرمه؟ شوهرم هم بجای اینکه فکر آسایش من باشه مرتب میگه خانوادت روی چشمام جا دارن و میخوام تو هم به مامانم احترام بزاری.
شوهرم خودش خوبه اما اگه اذیت و آزار های مادر شوهرم نباشه باشه واسه دفاع از اونا عصبانی میشه یه بار به شوهرم گفتم مامانت خیلی حرف بیخود میزنه نزدیک بود بهم سیلی بزنه اما خودشو کنترل کرد.به خاطر یه حرف میخواست منو بزنه.با چند نفر مشورت کردم گفتن با مادر شوهرت حرف نزن و قهر کن شما میگید بهترین راه حل واسه مقابله به مثل با اذیت های مادر شوهر چیه لطفا کاربردی باشه.دستتون درد نکنه.

پاسخ مشاور:
با سلام خدمت شما و ممنون از اعتمادی که به ما کردید
یک ضرب المثل ایرلندی می گویند که مادر شوهر در چشم عروس همچون مار است و مادر زن در چشم داماد یک عقرب بزرگ... 

این مشکل بسیاری از نو عروسان است که هر حرف و رفتار مادر شوهر خود را اذیت و زخم زمان به حساب می آورند. 

دلیل این رفتار ها نیفتادن بند ناف دو طرف می باشد به این معنا که عروس خانم احساس میکند که هنوز هم دختر عزیز پدر و مادر است و همسرش مثل یک دوست پسر در دوران نامزدی به حرف او عمل میکند اما این یک تصور اشتباه از سمت اکثر عروس ها می باشد.از طرفی لازم است بدانید که به هیچ عنوان نباید وارد دعوا و جنگ عروس و مادر شوهر شوید چون بازنده نهایی شما هستید.

دلیل این ادعا تجربه خانم های کهنه کار می باشد،کافیست از زنانی که روزگاری  یک لحظه هم خاکریز دشمنی و جنگ با مادر شوهر را ترک نمیکردند بپرسید که پس از اذیت و آزار مادر شوهرتان چه اتفاقی رخ داد؟ قطعا خواهند گفت که پس از سال ها دشمنی هیچ چیزی نصیبم نشد و در گذر زمان متوجه اشتباهاتم شدم و ای کاش همه چیز را برای خودم نمیخواستم.

به عبارت دیگر همانقدر که شما از مادر شوهرتان نفرت دارید او هم از کارهایتان ناراضیست چرا که هرگز تمام حق با یک نفر نیست.

از طرفی لازم است بدانید که شما با مجموعه ای از شرایط که یکی از آن ها خانواده همسرتان است ازدواج کرده اید و باید درک کنید که مادر ایشان حق آب و گل داشته و به اندازه ای که مجاز باشد حق مشارکت در زندگی فرزندش را دارد.

این که شما به عنوان یک عروس توصیه ی یک زن 60 ساله را حمل بر آزار و اذیت مادر شوهرتان می دانید در واقع بی انصافیست چرا که ایشان هم به اندازه شما در سرنوشت فرزندش سهیم است.

نکته بسیار مهم این است که اگر شما خواهان قطع رابطه با خانواده همسرتان هستید باید این حق را برای شوهرتان کنار بگذارید که هر زمان اراده کرد با پدر  و مادرتان قطع رابطه کند و اگر احساس میکنید که این کار شدنی نیست بهتر است به حال همسرتان در این دعوا های سطحی دقت کنید که چگونه زجر می کشد‌.

حتی ممکن است بگویید که خانواده من اهل آزار و اذیت نیستند اما برای اثبات این مدعا لازم است با همسرتان ساعتی به گفت و گو بنشینید تا متوجه شوید که چقدر از کارهای پدر و مادرتان دل چرکین است.به عبارت دیگر هیچ بقالی نمیگوید ماست من ترش است.توصیه من به شما این است که به هیج عنوان وارد دعوای عروس و مادر شوهر نشوید چرا که در نهایت بازنده شما هستید.

دلیل این حرف این است که اگر موفق شوید رابطه خود را با خانواده همسرتان قطع کنید دیگر راه برگشتی نیست و باید شاهد رفتار های مشابه همسرتان با پدر و مادر خودتان باشید‌، چرا که یک انسان تحت هیچ شرایطی خاضر نیست کسی به خانواده اش توهین کند (هر چه قدر هم پدر و مادر بدی داشته باشد)

نکته مهم تر اینکه شما با این کار آینده فرزندانتان را تحت تاثیر قرار خواهید داد، چون که پس از بزرگ شدن فرزندانتان با خانواده ای سرد مواجه می شوید که جایی برای بچه های شما باز نخواهند کرد و فرزندتان نمیتواند در کنار پسر عموهای خود و در دامان مادر بزرگش به شادی و بازی مشغول شود.

آن زمان است که متوجه اشتباه خود خواهید شد و نزد خود فکر میکنید که چرا یک دختر 20 ساله این گونه با یک زن 60 ساله سر شاخ شد.پس لازم است درک بیشتری از روابط عاطفی بین همسرتان و مادرش داشته باشید و نصیحت های یک خانم مسن را به پای بی ادبی نگذارید.

اما به عنوان راهنمایی که وظیفه بنده در ملایر۰۸۱ است باید گفت استفاده از تکنیک های زیر موثر است.
چند تکنیک متفاوت برای پایان دادن به اذیت های واقعی مادر شوهر موجود است که به دو مورد از آن ها اشاره می کنم.

۱-دو قدم جلو  سه قدم عقب
این تکنیک یکی از قدیمی ترین روش های مقابله با افراد مزاحم است به این صورت که باید رفتار خود را با مادر شوهرتان در جمع بهبود بخشید و در زمانی که تنها هستید بطور غیر مستقیم انتقاد های خود را مطرح کنید.
ویژگی این روش این است که مدرکی به دست همسرتان نمیدهید اما لازمه انجام آن داشتن سابقه درخشان نزد شوهرتان می باشد.

۲-فرار توسط دشمن
یکی از بهترین روش ها برای دور کردن یک نفر از زندگی شخصی همین روش است اما شوربختانه همانقدر که کارایی داد ظالمانه هم هست.

 به عنوان مثال مادر شوهر شما  یک مشکل بزرگ دارد ( مانند اعتیاد فرزند یا مشکلات مالی و ...) شما می توانید در جمع بدون اینکه کسی حدث بزند که قصد شما چیست ضعف های وی را در قالب تعریف از زندگی دیگران بیان کنید و در  کنارش به مادر شوهرتان احترام کنید. در نهایت شاهد به هم ریختگی اعصاب وی خواهید بود

خوبی این روش از نظر  فنی همجون روش بالاست و کسی نمیتواند شما را محکوم کند.
پس از چند هفته یا چند ماه مادرشوهرتان پیش خود میگوید که زمان صحبت با شما اعصابم خراب شده و مرا یاد گرفتاری هایم می اندازد
از بیان تکنیک های پیشرفته به دلیل استفاده های ناصحیح معذورم هستم

نتیجه گیری: طبق نوشته های شما باید گفت که مادر شوهرتان کار خاصی انجام نداده است و دلیل این نفرت پروسه طبیعی بند ناف است یعنی در حال حاضر شما جز خانواده و همسرتان به هیچ شخص دیگری اعتماد ندارید ؛ در حالی که باید قبول کرد مادرشوهرتان قصد اذیت شما را ندارد و تنها هدفش کمک به شماست.به هیج عنوان وارد جنگ مادر شوهر و عروس نشوید چون بازنده نهایی شما خواهید بود و پس از فروکش کردن امیال جنسی همسرتان دچار پس زدگی روحی از طرف شوهر خواهید شد.تکنیک های زیادی برای دفع افراد مزاحم وجود دارد اما استفاده از آن ها توصیه نمیشود.
محسن امینی:کارشناس ارشد مشاوره

مادر شوهرم اذیتم میکنه




:: برچسب‌ها: مشاوره آنلاین , دکتر محسن امینی ,
ن : شورای نویسندگان
ت : یکشنبه 6 اسفند 1396